زمین پیر است
زمین پیر است و بی بنیاد٬ازین فرهاد کش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش٬ملول از جان شیرینم (حافظ)
در طی قرنهای هفدهم و هیجدهم نظریه ی «کاتاستروفیسم» فلسفه ی متداول و حاکم بر بیان مسائل زمین بود. به طور خلاصه٬ کاتاستروفیستها بر این باور بودند که چهره ی زمین در اصل بر اثر تغییرات ناگهانی بزرگ به وجود آمده است.
عوارضی مثل کوهها و درّه های عمیق که اکنون به خوبی می دانیم تشکیل آنها مدّت زیادی طول کشیده است٬ به شکلی بیان می شد که ناگهان و بر اثر یک فاجعه جهانی و به علل نامعلومی که دیگر عمل نمی کنند٬ به وجود آمده اند. این فلسفه سعی داشت که سرعت فرآیندهای زمین را با سنٌ تعیین شده ی زمین در آن زمانها تطبیق دهد.
در سال ۱۶۵۴ اسقف اعظم جیمز آشر بر اساس انجیل نتیجه گرفت که زمین تقریبا ۶۰۰۰ سال سن دارد و در ۴۰۰۴ سال قبل از میلادمسیح خلق شده است.
بعدها ٬ روحانی مسیحی دیگری به نام لایت فوت پارا از این حد هم فراتر نهاده و اظهار داشت که زمین در ساعت ۹ صبح روز ۲۶ اکتبر سال ۴۰۰۴ قبل از میلاد خلقت یافته است.
ارتباط بین کاتاستروفیسم و سن زمین با عبارت زیر دقیقا بیان شده است:
« زمین ماجراهای زیادی را پشت سر گذاشته و تغییرات عظیمی در گذشته نامعلوم به خود دیده است که به خوبی برای چشمان کاوشگر آشکار است٬ اما برای جمع بندی این وقایع در یک دوره چند هزار ساله نیاز به یک فلسفه ی پیش ساخته ای است٬ فلسفه ای که بر اساس تغییرات شدید و ناگهانی پی ریزی شده باشد.»
فرهاد بابایی